آواز بی آهنگ
همیشه صدایی در قلب من فریاد می زد که بدون تو همه چیز پُر می شود از خلاء!
صدا می گفت که تو هستی.
و من نشنیدم...
من نخواستم که بشنوم...
من خودم را به نشنیدن زدم...
من "پشیمانم".
.
.
.
حالا،
این جا،
درست زیر خروارها خاک، و هم آغوشِ کرم ها و خرخاکی ها،
همه چیزم شده همین:
"پشیمانم".
یک فرصت دیگر می خواهم...
می شود؟.
پ . ن : این را هم هر جا که خواستی اضافه کن: "فکر نمی کردم به این زودی ها برسد."
سال روز میلاد بانوی ایستادگی، حضرت زینب سلام الله علیه مبارک باد.![]()

